مبانی و مفاهیم طراحی  گرافیک

 

طـراحی نشانه در اوراق اداری چهارچوب مشکل و بسیار ظریفی دارد و به ناچار طـراح باید به هنگام طراحی، درک درست و کاملی از چگونگی مجموعـه مورد نظر و ریزه کاری هــای

اجـرای فنی و رسامی داشته باشد و بتواند با تسلط از عهده ی اداره و ترکیب جزئیات میلیمتری و حساس فرمها برآید و موفق به بیان تصویری موجز در محدوده ی تنگ و مختصر

نشانه واوراق شود;و به صورت ساده ای همه فکرها و مفاهیمش را بنمایاند. طبیعی است که چنین روندی احتیاج به تجربه فراوانی دارد و مطالعه و کار بسیاری را طلب می کند.بدون شک کارت ویزیتی که در طول روز بین چنــدین هـزار نفر رد و بدل می شود یا نامه ای که در یک پاکت از شرکت یا موسسه به موسسه دیگر ... ارسال می شود نقش تعیین کننده و سرنوشت ساز در صنعت تبلیغات دارد. این مجموعه سعی در ارائه نشانه ها و اوراقی دارد که در آن سلیقه و خواست جامعه به خوبی رعایت شده و آثاری را با برداشتهای امروزی و مدرن به جامعه عرضه می نماید.

علائم  و تصاویر و نوشتار جهت برقراری بیشترین ارتباط ممکن با مخاطبان پیامی انتخاب شده و آنرا در راستای هدفی خاص نهادینه می کنند باید شرایطی ایجاد شود که آن مرکز ازسایر رقبا متمایز گردد.

طرز برداشت و استفاده درست از علائم و تصاویر خود نوشتار با بیان و بازتابهای امروزی، از موضوعات مهم و ظریف فنی طراحی نشانه و اوراق اداری است.

هر اجرا فضای ویژه و تازه ای در اندازه ها و ابعاد مختلف ایجاد می کند که خلق چنین فضاهایی خود کوششی هنرمندانه است.باید توجه کرد که کوچکترین تغییر در شکل هاو فرمها، سبب ایجاد ویژگی ها

، فضاها و روحیه های جدید در نقش می شود و تفاوت های متعدد اجراهای قدیم و جدید را به وجود می آورد. در این کتاب ابتدا کلیاتی در رابطه با عنـاصـری که در طــراحی گرافیک از جمله اوراق اداری

مورد استفاده قرار می گیرد مطرح شده، سپس در بخش دوم به شناختی از لیست اداری شامل: (کارت ویزیت، سربرگ، پاکت نامه) پرداخته شده و نهایـتا برخی از آثار در این فریضه ارائه گردیده گردآوری

مطالب و ترجمه آن دو بخش مجزا از هم بوده که به دلیل نیاز صورت گرفته است.

 

کارل گوستاوینگ می گوید: تصویر در زمانی یک نماد است که متضمن چیزی در ماوراء معنای آشکار و مستقیم خود باشد.نماد دارای جنبه ای وسیع تر و(ناخودآگاه)است که هرگز نمی توان به طور دقیق

آن را تعریف و یا به طور کامل آن را توصیف نمود... ما نیز امیدوار نیستیم که بتوان آن را دقیقا تعریف یا توصیف کرد.

هنگامی که ذهن به پویش نماد می پردازد با اندیشه هایی برخورد پیدا می کند که در ماوراء قابلیت های منطقی-عقلانی آن قرار دارند.

پیدایش و ظهور گرافیک نوین تولیدات صنعتی همراه با پتانسیل رو به رشد و ضرورت مبادله کالا میان کشورهای مختلف جهان سبب پیدایش و شکل گیری تبلیغات تجاری شد. در تبلیغ کالا و سرویـس های

خدمات کلام و تصویر هر دو نقش مهمی را ایفا می کنند در آغاز از رنگ های خیره کننده در تبلیغات خبری نبود اما رفته رفته در اواسط قرن نوزدهــم، ویـژگی طـرح های گرافیـک کـلاسیـک دچـار تغییرات

شگرفی شد. در همین زمان عمده تبلیغات جلب افکار و توجه همگانی برای خرید یک کالای خاص و سبقت از رقبای ارائه کننده همان کالا بود اگرچه توسعه و رشد تبلیغات تجاری،پدیده جدیدی را سبب شد.

که همانا تغییر ماهیت رقابت بود. چه رقابت میان تولیدکنندگان و عرضه کنندگان کالا و خدمات به رقابت میان آگهی هایی که عرضه شده نبود، بلکه استفاده به جا و نا به جا از تبلیغات بود.

همچنین در این زمان سعی بر آن بود تا تاثیرات بصری رسانه های تبلیغاتی را به شکل هنرمندانه افزایش دهند و تغییرات شگرفی تا پایان قرن نوزدهم به تـدریج در این امر حـاصل شد و در این زمـان بود

که طرح های تبلیغاتی یا روح واقعا زنده پا به عرصه وجود نهادند.

تبلیغات ارائه شده از سوی تولیدکنندگان به یک مکانیسم موثر تر و مفیدتر در امر تبلیغات منجر شد و از غالب تجربه گرایی صرف و نگرش به آن، به شکل یک مسئله فردی و کم اهمیـت بیــرون آمد و به

عنوان یک موضوع روانشناسانه مطرح گردید.

 

نقش گرافیک نوین در جامعه:

 

می توان گـفت که تمـام کـشورها در ارتباطـات خود با سـایر کشورها در زمینه های هنری مخصوصا گرافیک تاثیر به سزایی را از هم کسب می کنند. اما در هرحــال از گذشته و سوابـق هنری خویــش نیز

استفاده می نمایند. هنر گرافیک در هر جامعه ای آنالیز شده هنر گذشتگان همان جامعه است به اضافه عوامل وارداتی هنر کشورهای دیگر از نظر کاربردی به طور خلاصه و روشن می توان ذکر کرد که

گرافیک نبض امور اقتصادی، سیاسی، فرهنگی یک جامعه را در دست دارد.

تا آنجا که حتـی یک اثر گرافیـکی می تواند کـشوری را از نظر یک مسئله سیـاسی متحول نماید گرافیک نوین پای خود را از یک هنر فردی فراتر نهاده و در یـک ارتبـاط منسـجم و عالی اجتماعی پای نهاده

است و این مطلب به طوری که اگر اقتصاد و تجارت در آن کشور رو به نابودی رود آن را از چشم هنر تبلیغاتی آن کشور می بینند.

پس یک گرافیست قبل از آن که یک هنرمند باشد باید یک خلاق خوب باشد و خود را مسئول پیشرفت امور اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، کشورش بداند و باید آگاه باشد و خلاقـیت تنها در گروه خـلق یک اثـر

هنری یا گرافیکی نیست بلکه بالابردن سطح حساسیت های بصری افراد یک کشور برای ارتقاء پیشرفت هنر گرافیک نوین در آن کشور هم  می تواند یک خلاقـیت به حساب آید به طوریکه دیگر مـردم یک

جامعه با چشمی بی تفاوت یک پوستر، یک تیتراژ، یا سربرگ یا یک بسته بندی مواد غذایی نگاه نکنند.

 

طراحی گرافیک:

 

گسترش فن آوری های نوین و اختراعات پی در پی و جدید عرصه را بر روش های قدیمی و کهنه تنگ کرده اند. اکنون تکنیک های مختلف عکاسی،نرم افزارهای گوناگون کامپیوتری و ابزارهای پیشرفته

بسیاری موجودند که در قدیم، تنها با سعی و کوشش فراوان و صرف هزینه و دقت زیاد میسر بود. به هر حال، همه ی این ها امروزه منجر به نمود چهره ی دیگری از هنر گرافیک گردیده که از آن با نام

طراحی گرافیک یاد می گردد. واژه ای که اغلب اوقات به صورت کلمه <> نیز تلخیص می گردد و مورد استفاده قرار می گیرد و آن را چنین می توان توضیح داد:

<< طراحی گرافیک عنوانی است برای یک سری فعالیت در زمینه طراحی، ترکیب و ادغام حروف، تصویر سازی و عکس، و چاپ آن به منظور اطلاع رسانی، آموزش و یا راهنمایی>>.

حدود این حوزه از گرافیک را به طور دقیق نمی توان مشخص نمود، چرا که بسیار وسیع و گسترده می باشد. این هنر به آسانی هنرهای دیگر را به یاری می طلبد و پس از کار بر روی شان،آن ها را در

شکل گرافیکی ارائه می نماید.

امروزه طراح گرافیک علاوه بر صفحه آرایی و کتاب آرایی،طراحی نشانه ها و حروف، تصویر سازی،طراحی برای انتشارات و مطبوعات، تبلیغات تجاری،اعلانات دیواری و پوسترو طراحی برای بسته بندی

کالا، طراحی اوراق اداری و ... که همگی از زمینه های اصلی فعالیت در این عرصه محسوب می شوند که با ورود به عالم سینما و تلویزیون  در عنوان بندی (تیتراژ) فیـلم ها و برنامه های تـلویزیونی،

نقاشی متحرک (انیمیشن) و ساخت انواع کپشن نیز کاربرد یافته و همین تحول و تنوع باعث گشته تا این محدوده ی بسیار وسیع در آن، نیازمند تعریفی جدید و جدیدتر گردد.

چرا که ابعاد و جنبه های نوینی که همه روزه در تغییر و گسترش هستند، هر لحظه جامعیت تعریف قبلی را از بین می برند.با این همه می توان گفت که ارکان اساسی این هنـر، یعـنی: نقش، خـط و تکثیـر

همچنان پابرجاست و همین سه رکن اصلی هستند که گرافیک را به طور کلی از سایر هنرها متمایز می کنند.

$(document).ready(function() { $(".nav> li:gt(6)").css("display", "none"); });